صفحه اصلي سايت
ريشه هاي سياسي تورم
حسن سبحاني
اینكه گفته می‌شود مملكت با كفر باقی می‌ماند اما با ظلم بقایی ندارد حقیقتا جمله حكیمانه‌ای است و به نظر ما «تورم» از مصادیق «ظلم» است كه تاكنون آثار تخریبی بسیاری را بر ذهن و عین زندگی مردم باقی گذاشته، فقرا را زمینگیر، طبقه متوسط را متحیر و اغنیا را از ثروت «تورم آورده» برخوردار ساخته است. به واسطه خلق تورم مزمن همواره سرمایه‌گذاری و اشتغال ناشی از آن راكد یا در شرف ركود بوده و ده‌ها میلیون انسان شریف گرفتار در گرداب «ركود تورمی» به انواع آسیب‌های فكری و اجتماعی مبتلا گردیده و سیاست و اقتصاد كشور به صفت بداخلاقی و احتمالا غیراخلاقی استحاله گردیده است. بایسته است پرسیده شود كه عاملان غیراقتصادی این «ظلم عظیم» در حق «مردم» چه كسانی هستند؟ ظلمی كه در بلندمدت با دوام و بقای جامعه‌ای انقلابی، پیوندهای ناگسستنی و اجتناب‌ناپذیر دارد. ما فكر می‌كنیم كه مسوولیت اصلی تورم موجود برعهده «جهل» و «توهم» و «فزون‌خواهی» و «مصلحت‌طلبی ناروا» و «تمایل به رسیدن به قدرت یا در قدرت ماندن» مجموعه‌ای است كه در اقتصاد و سیاست كشور موثر بوده و در عین حال هیچ‌گاه پاسخگو نبوده‌اند و نیستند و حداكثر آن است كه در مناصب قدرت جابه‌جا می‌شوند و در این خصوص تامل در موارد ذیل تعیین‌كننده است:
1- آنان كه در رده مسوولان ارشد اقتصادی در دولت و مجلس قرار داشته‌اند و با عدم اطلاع از نوع كاركرد قواعد اقتصادی و جهل نسبت به شرایط تولید تئوری اقتصادی در دنیای متحول امروز، اقتصاد كشور و در واقع زندگی توده‌های مردم را اسیر آزمون و خطای روش‌های سرمایه‌داری كرده‌اند و پس از گذشت چندین دهه از مشاهده نتایج شیوه‌های اتخاذی و نهادی كردن تورم مزمن، هنوز هم بر تصمیم‌گیری اقتصادی توسط تابعین سیاسی و نه رهبران اقتصادی اصرار می‌كنند، آیا از مصادیق جهل حاكم معطوف به تولید تورم محسوب نمی‌شوند؟
2- آنان كه بدون عنایت به شرایط سیاسی و منطق اقتصادی و واقعیات فرهنگی جاری در درون و بیرون جامعه به انعطاف تكاملی در تصمیم‌گیری‌ها برای كاهش فشار بر زندگی مردم نیندیشیده‌اند و با فرض اثبات نشده صحت پافشاری در همه سیاستگذاری‌ها، ‌اقتصاد زمان و تبعات ناشی از آن را مورد تدبیر قرار نداده‌اند، آیا از مصادیق عاملین مبتلا به توهم موثر بر تولید تورم محسوب نمی‌شوند؟ 3- كسانی كه برای آباد كردن احتمالی جزیره‌های انتخاباتی خویش مصلحت اقتصاد مملكت را، به هنگام پیشنهاد بودجه یا بررسی و تصویب آن در مجلس یا حتی به هنگام اجرای بودجه نادیده گرفته، پول بدون پشتوانه معطوف به دلارهای ذخیره شده نفتی را به درون جامعه تزریق كرده‌اند و به تبع آن امتی را در امواج تهاجمی و مخرب ناشی از تورم‌های حقیقتا آگاهانه خلق شده، رها كرده‌اند و گذشته‌اند آیا از مصادیق «فزون‌خواهان» تلقی نمی‌شوند؟
4- كسانی كه برای دستیابی به مقاصد سیاسی، مصلحت‌طلبی‌های موردی كرده‌اند و به‌رغم اشراف به ضعف در راهكارها و نوع سیاست‌ها برای حفظ منافع سیاسی خویش ـ هرچند آن را در قالب مصلحت عام پیچیده باشند ـ با این استدلال كه عدم سكوت ما در انحراف ناشی از عدم رعایت قواعد اقتصادی به تقویت رقیب سیاسی یا تضعیف دوستان در قدرت می‌انجامد آیا از مصادیق مصلحت‌طلبان كج‌اندیش نبوده‌اند؟
- و بالاخره كسانی كه در مدیریت‌های ارشد دولت و مجلس صرفا به خاطر متابعت‌های سیاسی و محفلی امكان آن را یافته‌اند كه جا را بر شایستگان برای تصمیم‌گیری در اقتصاد تنگ و آنگاه از طریق قدرت مدیریت، تلاش نخبگان رسمی و غیررسمی كشور را با مهر پلاستیكی «مخالفت» وتو نمایند، آیا از مصادیق مولدین تورم از ناحیه تمایل به نیل یا حفظ یا بقای در قدرت نیستند؟ من به همه این عوامل غیراقتصادی تورم توصیه می‌كنم كه حتی اگر می‌خواهید بدنام نمایند به نفع شماست كه به حاكمیت رفتار علمی و شایسته‌سالاری و پرهیز از خودمحوری و خودخواهی تمكین كنید و در ادامه با كاهش سهم خود در تولید مستمر، ظلمی كه می‌تواند به نابودی ملك هم منجر شود سرمایه اجتماعی كشور را از نابودی كامل نجات دهید.

 


نام
ايميل
نظر


 
طراحي و پشتيباني پويا وب كپي برداري از مطالب سايت فقط با ذكر منبع مجاز ميباشد copyright 2007-2008